ماه آخر سال اول
من این ماه مواظب مامان بودم که تا دوربین دستش میگیره بدوم سمتش و بخوام دوربین رو ازش بگیرم. پس از بیشتر کارهام نذاشتم که عکسی گرفته بشه.در این ماه من کاملا مستقل راه میرم و دنبال بازی هم تازه یاد گرفتم. 3 تا دندون دیگه هم در آوردم و شدم 8 دندونی
بفرمایید ادامه ی مطلب ...
من عااااااااشق میوه ام و شده بالای قله قاف، دنبالش میرم ...

میام میگیرمت الان ...

مریض شدم و تب و گلاب بروتون داشتم و چند روز اصلا حال نداشتم ...

تا اینکه دون های قرمز زدم و تبم قطع شد ( خدا رو شکر!!)

حالم که خوب شد به مامانم برای تولدم کمک کردم . مثلا چسبا رو برمیداشتم و در میرفتم ....

این هم من و صبا در حال دیدن کارتن. صبا این روزا با داداشش احسان میان خونمون و با من بازی می کنن. اما بعضی از بازی هاشون برای من تعجب آوره( مثلا کشتی گرفتن هاشون!!!!)

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه آخر سال اول 

